تبليغاتX
نشانی - یاد و خاطره دایی عزیزم ..::: بهروز بهاری :::.. گرامی باد ...
 

به نام خدای ابر و باران

 

آسمان ارباب هنر باز هم تیره و تار شد . فقدانی دیگر ، رجعتی دیگر و این بار مردی از قبیله ی رنگ ، از قبیله ی بوم ، که نقش میزد بر تابلوی سفید و نقش میشد بر تابلوی دل ، تنها به بهانه باران یا بهتر بگوییم بی بهانه برای باران ، برای بویِ خاکِ نمدار و تنگاره های تنگ و بی در روی شهرش ، برای روزِ « به  » و روزهای بهتر .

خبر کوتاه بود و تکان دهنده « بهروز هم رفت » . آری در آغازین روز فصل خزان ، این آموزگار خسته و تشنه باران ، در برگ ریزانی به زیبایی عشق ، خود باران شد و بارید بر مهر و ماه و پاییز .

آری بهروز رفت ، همانگونه که مسعود و استاد مرتب و ... رفتند و ما همچنان جای خالی بهروز ها و مسعود ها و مرتب ها را حس می کنیم .

راستی چقدر باید سالها بیایند و بروند تا هنرمندی متولد شود ، بیایید تا هستند قدرشان را بدانیم و پس از رفتنشان باور کنیم که مرگ پایان کبوتر نیست ...

 

یاد و خاطره هنرمند فرزانه و فقید شهرمان زنده یاد بهروز بهاری گرامی باد .

 

+ نوشته شده توسط فرید در 86/07/03 و ساعت 11:32 بعد از ظهر |